توپ...........ترین دخی
به نام خدایی که از همه با مرام تره
کوچیکه قایق من ... هایــــــــــــــــــــــــــــــی اهایـــــــــــــــــــــــــــــی!!! تو کجایی ؟نازی! عشق بی عاشق من! ســـــــــــــــــــــــــردمه!! مثل یک قایق یخ کرده رو دریاچه ی یخ یخ کردم..... عین اغــــــــــــــــــــــــــــــــــاز زمین..! همواره واژه ای هست که شب هنگام مرا از خواب بیدار کند... واژه ها کاش..... هوا گرمه و دباره گرمیه هوا چشمای منو خسته می کنه!!!! دباره می نویسم اما این بار تو هوایی گرم .. من تو جایم ساکنم و زندگی داره با سرعت از درون من عبور می کنه شاید این علت گرم بودن هواست.... بیش تر از اوونی که فکر می کردم سرعت داره.. فقط می دونم که سرعتش داره همه ی معادله ها و منطق های زمان وتاریخ وتقویمو از بین می بره... از بین می بره وو .... . فقط کاش می شد نگهش داریم همین. من تنهام با وجوده مبهمه کسی که بودنش زیره بارش شدیده برف نوسان دارد...
برای اعتراف به کلیسا می روم
رو در روی علف های روییده بر دیواره کهنه می ایستم
و همه ی گناهان خود را اعتراف می کنم
بخشیده خواهم شد به یقین
علف ها
بی واسطه با خدا حرف می زنند....

مثل یک قایق یخ کرده روی دریاچه یخ ‚ یخ کردم
عین آغاز زمین
نازی : زمین ؟
یک کسی اسممو گفت
تو منو صدا کردی یا جیرجیرک آواز می خوند
من : جیرجیرک آواز می خوند
نازی : تشنته ؟ آب می خوای ؟
من : کاشکی تشنه م بود
نازی : گشنته ؟ نون می خوای ؟
من : کاشکی گشنه م بود
نازی : چته دندونت درد می کنه ؟
من : سردمه
نازی : خب برو زیر لحاف
من : صد لحاف هم کمه
نازی : آتیشو الو کنم ؟
من : می دونی چیه نازی ؟
تو سینه م قلبم داره یخ می زنه
اون وقتش توی سرم
کوره روشن کردند
سردمه
مثل آغاز حیات گل یخ
نازی : چکنم ؟ ها چه کنم ؟
من : ما چرامی بینیم
ما چرا می فهمیم
ما چرا می پرسیم؟؟!!



![]()

. 

. 
. 
. 
. 








| De$ign: KhanOomi |





